تبلیغات
عقل سرخ
عقل سرخ
آیین چراغ خاموشی نیست!

شغال و روده های خرگوش؛ سلام غزه!
ارسال در تاریخ شنبه 11 مرداد 1393 توسط احمد الله یاری

شغال و روده های خرگوش؛  سلام غزه!

مردی را پیش روی چشمان کودکش می‌زنند، مادری با چشم‌های گریان، آوار را با چنگ و دندان کنار می‌زند و چهره‌ی متلاشی شده کودکش را از زیر خاک بیرون می‌کشد، سفره‌های خالی، سفره‌های پر از درد، سینه‌های رنجور، چشم‌های منتظر...
اینجا اشک‌های گرم کودکان، بر شکوه پوشالی کاخ‌های لیبرال دموکراسی پوزخند می‌زند! بغض‌های فرو خورده پدران با گرده‌هایی خسته و چشمانی بی‌فروغ، چهره‌ی عریان تمدن را ناظرند.
آدمی، معجزه آفرینش است و امروز روی صورت کودکان شیرخوار، اعجاز خود را به تمسخر می‌گیرد و به یکباره ...! قرن بیست و یکم، توحش چند هزار ساله‌ی این موجود دوپا را در این منطقه یک تنه به دوش می‌کشد...
انفجار، آوار، تکه پاره شدن، اهانت و البته ... درد! اینجا «درد حقیقت است؛ جز این، همه چیز جای شک و تردید دارد»(1) وعده‌های شیک و اتو کشیده، تن‌های معطر به ادکلن و غبقب‌های آویزان، و نامی بی‌محتوا از حقوق بشر،...  نمایش‌هایی طنزآلود و نخ‌نما از سازمان صلح جهانی!
اینجا چوپان‌ها با گرگ هم پیاله شدند، اینجا «شغال دارد دل و روده‌ی خرگوش را بیرون می‌ریزد، ولی دنیا همچنان به راه خود می‌رود.»!(2)
وجدان بشر دچار سردی مزاج شده، تمدن از دیدن چهره‌ی خود بیمناک است، «در جهان واقعیت‌هایی وجود دارد که انسان از افشای آن‌ها، حتی در ضمیر خویش، بیمناک است»(3)

...................................

و حالا در طلیعه قرن بیست و یکم روزنه‌هایی از امید، گرمایی از خون‌های جوشیده و تازه به زمین ریخته، فریاد، فریاد، ... «ملت، خود را نجات خواهد داد و ما با او نجات خواهیم یافت؛ زیرا هنوز نور از پایین می‌تابد»(4) آبی از روشنفکران رذل گرم نمی‌شود، مشکلی در پشت میزها و روی صندلی‌های نرم، حل نخواهد شد و باز هم ملت خود گره‌گشای دردهایش خواهد بود و اما دین تنها سنگ صبور مردمی پابرهنه ... به یاری‌اش خواهد شتافت.
اما خدا کند فراموش نکنیم، خدا کند بیاموزیم آنچه آموختنی است و در دل محفوظش بداریم درد فراموشی، دردی بزرگتر از درد‌های پیشین است «آخر عاقبت هم ما عبرت‌بگیر نیستیم. گویا چیزی در ته توی وجود همه‌ی ما سفت و سخت و آموزش‌ناپذیر هست. با وجود جنونی که توی خیابان‌هاست، هیچ کس راستی راستی باورش نمی‌شود که دنیای یقین‌های آرامش بخشی که ما در آن چشم باز کرده‌ایم بساطش ورچیده می‌شود.»(5) ...

اللهم عجل فرج مولانا امام زمان علیه اسلام

 

پاورقی:

جملات شماره (1، 2و 5) از «کوتزی» نویسنده و برنده جایزه نوبل ادبی 2003 است و جملات شماره (3 و 4) از داستایفسکی نویسنده معروف روسیه.

 

غزه



مطالب مرتبط: حمایت نویسنده «کافه پیانو» از جریان تکفیری داعش!




طبقه بندی: دلنوشته ها، 
برچسب ها: غزه، اسرائیل، فلسطین، حقوق بشر، سازمان صلح جهانی، نسل کشی، شهادت،
حمایت نویسنده کافه پیانو از جریان تکفیری داعش!
ارسال در تاریخ پنجشنبه 9 مرداد 1393 توسط احمد الله یاری

حمایت نویسنده «کافه پیانو» از جریان تکفیری داعش!




«فرهاد جعفری» نویسنده رمان «کافه پیانو» در پست جدیدی به طور تلویحی از جریان تکفیری «داعش» حمایت کرده است وی که در بیان اظهارات نامتعارف و ارائه تحلیل‌های هری‌پاتری از مسائل سیاسی اعم از داخلی و خارجی معرِّف حضور مخاطبان (اعم از علاقمندان یا مخالفانش) است در جدیدترین اظهار نظر خود جریان تکفیری «داعش» را با جریان احمدی‌نژاد مقایسه نموده و قائل شده است که جریان مذکور همانند جریان احمدی‌نژاد جریانی برخاسته از توده مردم و برای مبارزه با نظام الیگارشی روحانیون اعم از شیعه و سنی در سرزمین‌های اسلامی است! وی تلاش گروه داعش را به نوعی «بازی فرزندان جمهور مردم» در جهت تحقق هدف برابری‌طلبی جهانی می‌داند!!

فرهاد جعفری جریان احمدی‌نژاد را به اسب تروا تشبیه نموده و معتقد است جریان احمدی‌نژاد همانند اسب تروا برای نفوذ به داخل نظام ایران و فروپاشی یا براندازی نظام ایران و تحقق آنچه که «جعفری» جمهوریت نظام می‌نامد، بوجود آمده است! وی مدعی شده جریان داعش در عراق و سوریه و ... نیز اهدافی همانند جریان احمدی‌نژاد منتها در قلمروی وسیعتر دارد!! یعنی«داعش»؛ نسخه‌ی فرامرزی ـ منطقه‌ای «اسب‌تروای ایرانی» است!!

وی وقاحت را به جایی رسانده که حتی نحوه عملکرد خلیفه جعلی داعش با مسیحیان موصل را با عملکرد پیامبر(ص) با یهودیان مقایسه کرده است!!  

قضاوت در مورد اباطیل و ترهات «فرهاد جعفری» را به خواننده محترم واگذار می‌کنیم. اما ذکر نکته‌ای خالی از لطف نیست مقایسه جریان داعش و جریان احمدی‌نژاد مقایسه‌ای ظالمانه و دور از واقعیت است و محصول توهمات یک نویسنده بیمار و مبتلا به مالیخولیا است که هیچ درک درستی از پدیده‌های پیرامونش ندارد ولی می‌بایست به احمدی‌نژاد و برخی از حامیان وی این نکته را متذکر شد عدم انتقاد پذیری و غفلت احمدی‌نژاد از توصیه‌های دلسوزان و حامیان عاقل‌اش باعث شد افرادی امثال مشایی و فرهاد جعفری و ... گرد او جمع گردند و چشمان وی را به روی برخی حقایق ببندند و با تحریک وی باعث شدند ضربه‌ای بر پیکر اصولگرایان وارد شود که به این زودی‌ها قابل التیام نیست آقای احمدی‌نژاد و برخی از حامیان ایشان چه توجیهی برای این واقعیت تلخ دارند؟!

فرهاد جعفری همان نویسنده‌ای است که در سال 88 از شما حمایت می‌کرد و هنوز هم البته جزوه حامیان شماست و امروز شما و جریانتان را با گروه منحط داعش مقایسه می‌کند!!

 گفتمان احمدی‌نژاد دچار چه انحرافی شده بود که کسی مثل فرهاد جعفری را جذب خود کرده است؟!!


اینها سئوالاتی است که برخی آقایان می بایست روی آن زیاد بیندیشند ... البته اگر جرعه انصافی در وجود آن ها باقی مانده باشد




عید سعید فطر
ارسال در تاریخ سه شنبه 7 مرداد 1393 توسط احمد الله یاری


عید سعید فطر مبارک





علامه طباطبایی و بدگویی از فلسفه
ارسال در تاریخ دوشنبه 19 خرداد 1393 توسط احمد الله یاری




علامه طباطبایی و بدگویی از فلسفه


در این ایام بدگویی از فلسفه و بزرگان عرفان نُقل برخی از محافل به ظاهر دینی شده است بدگویی از بزرگانی همچون علامه طباطبایی، ملاصدرا، ابن سینا و ... تبدیل به یک شاخصه در حمایت از معارف اهل بیت(ع) شده است. و از طرف دیگر آدم های بی ریشه ای که هیچ مبنا و شاخصی در اندیشه های آن ها وجود ندارد مدعی دفاع از مکتب اهل بیت (ع) شده اند!!
قزوین شهری است که علی رغم داشتن بزرگانی در حکمت و عرفان (همچون علامه رفیعی) یکی از مهم ترین مراکز این جریان در ضدیت با فلسفه و عرفان است.
 محافل و گردهمایی هایی در این شهر شکل گرفته و می گیرد که در آن به اسم تبیین تعالیم اهل بیت (ع) به تناقض گویی ها و توهین بر علیه علمای بزرگ می پردازند بدگویی از بزرگان غیر از کاهش قدر و قیمت بدگویان هیچ ثمره ای نداشته و ندارد منتها مسئله مهم این است که این گروه تحت لوای دفاع از اهل بیت(ع) به طرح ترهات و اباطیلی می پردازند که نتیجه مستقیم آن تخریب تعالیم ارزشمند مکتب وحی است. تقطیع و نقل جملات حکماء به صورت ناقص و تفسیر سطحی و مبتذل این جملات به یک ارزش علمی تبدیل شده است! حریت فکری و انصاف علمی فدای امر موهومی شده و خودخواهی این گروه در پس مقدسات دینی و ارواح طیبه ائمه معصومین علیهم السلام پنهان شده است تا بحثی در می گیرد و نزاعی شکل می گیرد نام اهل بیت(ع) به میان می آید و تمام مخالفین آن ها در نقطه مقابل قرار می گیرند گویا نائبین خاص امام عصر ارواحنا فداه هستند!! قشریون و ظاهرگرایان در این زمانه به زمین و زمان طعنه می زنند و تلاش دلسوزان و سوخته دلان علمای شیعه را به استهزا می گیرند  و کوچک می شمارند و...




مرحوم علامه «سید محمدحسین طباطبایی» در مورد کسانی که به بدگویی از بزرگان فلسفه و عرفان می‌پردازند، معتقدند:

بدگوئی‌ از فلسفه‌ و عرفان‌  كه‌ دو ستون‌ عظیم‌ از اركان‌ شرع‌ مبین‌ است‌ ناشی‌ از جمود فكری‌ و خمود ذهنی‌ است؛ و از شرّ این‌ جُهّال‌ باید بخداوند پناه‌ برد؛ اینان‌ بودند كه‌ كمر رسول‌ الله‌ را شكستند.

آنجا كه‌ فرموده‌ است‌: قصَمَ ظَهْرِی‌ صِنْفَانِ: عَالِمٌ مُتَهَتِّكٌ وَ جَاهِلٌ مُتَنَسِّكٌ

«دو طائفه‌ كمر مرا شكستند: اوّل‌: عالم‌ بی‌باك‌، دوّم‌: جاهل‌ مقدّس‌ مآب‌.»

مرحوم علامه همچنین‌ نسبت‌ بكسانیكه‌ دارای‌ قوّۀ عقلیّه‌ بوده‌ و حكمت‌ و فلسفه‌ را خوانده‌ بودند ولی‌ در امور شرعیّه‌ ضعیف‌ بودند، و اعتنائی‌ نداشتند  معتقد بودند:

حكمتی‌ كه‌ بر جان‌ ننشیند و لزوم‌ پیروی‌ از شریعت‌ را بدنبال‌ خود نیاورد حكمت‌ نیست‌.

(مهر تابان/ با تصرف در عبارات صص 124 و 125)








طبقه بندی: فلسفه اسلامی، 
برچسب ها: علامه طباطبایی، فلسفه اسلامی، مهدی نصیری، حسن میلانی، قزوین، ضدیت با فلسفه، مخالفین فلسفه،
کوچه بن بست!!
ارسال در تاریخ شنبه 17 خرداد 1393 توسط احمد الله یاری
کوچه بن بست!!




عقل در کوچه ای بن بست مشغول پنچرگیری بود... عشق پشت پنجره از کار عقل در خنده بود پنجره کوچک اما بالا بود عقل از پشت آن پنجره همچون کودکی کلافه مشغول کار بود.
کار عقل تمام شد کوچه بن بست را دور زد و پی کارش رفت عشق هم از پشت پنجره کنار رفت.
حالا کوچه بن بست خالی بود نه عشق و نه عقل هیچ کدام نبودند... اما سکوت بود و در حال قدم زدن بود حیرت هم نشسته بود و قدم زدن سکوت را نگاه می کرد!









طبقه بندی: دلنوشته ها،  فلسفه اسلامی، 
برچسب ها: سکوت، حیرت، عقل، عشق، کوچه بن بست،
قالب وبلاگ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ