تبلیغات
عقل سرخ - کوتاه و فشرده از ماهیت فلسفه
عقل سرخ
آیین چراغ خاموشی نیست!

کوتاه و فشرده از ماهیت فلسفه
ارسال در تاریخ یکشنبه 1 دی 1392 توسط احمد الله یاری

1

قدمت فلسفه مکتوب به دوهزار و پانصد سال پیش باز‌می‌گردد و با تالس، حکیم یونانی قرن ششم قبل از میلاد شروع می‌شود ولی پیدایش فلسفه شفاهی همزاد آدمی بوده و تاریخ پیدایش آن با پیدایش انسان عجین است.

تعاریف مختلفی از فلسفه و ماهیت آن ارائه شده ولی تعریفی جامع و مانع که همه شاخه‌های فلسفه و همه مسائل آن را در بربگیرد، نداریم تعاریف فلسفه یا کلی و گنگ‌اند و یا جامع نیستند و همه مباحث فلسفی را در برنمی‌گیرند. مخصوصا در دو قرن اخیر با تخصصی شدن شاخه‌های مختلف فلسفه و پیدایش فلسفه‌های مضاف برخی بر این باورند که نمی‌توان تعریفی جامع و مانع ارائه داد و اساسا اطلاق عنوان فلسفه بر این شاخه‌ها به صورت اشتراک لفظی است و هیچ وجه اشتراکی بین آن‌ها نیست ولی در مقابل برخی دیگر ضمن پذیرش تنوع شاخه‌ها و مباحث مطرح شده فلسفی، قائل به اطلاق عنوان فلسفه به صورت اشتراک معنوی و وجود حقیقتی مشترک میان تمام این شاخه‌ها هستند.

2
کم اشکال‌ترین تعریف فلسفه از نظر گروه دوم عبارت است از؛ «بررسی پرسش‌های بنیادین انسان به روش پیشین» از محاسن این تعریف، کوتاهی و رسا بودن مفهوم آن است.

مساله مهم در تمییز بین پرسش‌های بنیادین از پرسش‌های غیر بنیادین این است که هیچ معیاری غیر از شهودگرایی در ارائه ملاک و معیار نداریم. یعنی هر فردی با مراجعه به خود برخی از پرسش‌های فوق را بنیادین و برخی دیگر را غیربنیادین تلقی می‌کند.
مراد از «روش پیشین» ارائه استدلال‌ها و تبیین‌های عقلانی بدون مراجعه به عالم خارج است و در مقابل آن «روش پسین» قرار دارد که در آن استدلال‌ها و تبیین‌های ارائه شده مستند و یا متکی بر عالم خارج است به عنوان مثال برهان «وجوب و امکان» در فلسفه برای اثبات وجود خدا یک روش پیشین است ولی «برهان نظم» یک استدلال پسین است. قید «روش پیشین» در تعریف فلسفه قید مناسبی نیست چون برخی از مباحث را از تعریف خارج می‌کند. در فلسفه گریزی از ارائه برخی مباحث به صورت پسین نیست.
و در نهایت مراد از قید «بررسی»: الف) تحلیل گزاره‌ها: یعنی واکاوی مفاهیمی که در یک گزاره بنیادین به کار رفته است. ب) نقد کردن و صحت و سقم گزاره‌ها را سنجیدن ج) یافتن مبانی و لوازم گزاره‌های بنیادین
بررسی به معنای فوق به پاسخ‌های پرسش‌های بنیادین تعلق می‌گیرد.

3
در دو قرن اخیر فلسفه نیز همچون علوم دیگر تمایل زیادی به تخصص گرایی پیدا کرده است شاخه‌های مختلف فلسفه عبارتند از؛

 الف) وجود شناسی


ب)معرفت‌شناسی


 ج) ارزش‌شناسی


متن فوق برداشت و اقتباسی از درسگفتارهای دکتر عبدالرسول کشفی است.
 مراد از «پرسش‌های بنیادین» در تعریف فوق پرسش‌هایی نظیر؛ 1. آیا خدا وجود دارد؟ 2. آیا انسان مختار است؟ 3. آیا انسان دارای نفسی غیر از بدن است؟ 4. ارتباط نفس و بدن به چه صورتی است؟ 5. آیا نفس جاودانه است یا فناپذیر؟ 6. معرفت چیست؟ 7. به چه می‌توان معرفت داشت؟ 8. محدودیت‌های معرفتی ما کدامند؟ 9. مراد از خوب و بد چیست؟ و ملاک خوبی و بدی چیست؟ 10. چه باید کرد؟ چه وظایفی در این عالم به عهده ماست؟ و...1. هستی چیست؟ 2. چه چیزهایی هستند؟ و...1. معرفت چیست؟ 2. منابع معرفت چیست؟ 3. آیا شناخت ممکن است؟ 4. قلمرو و محدوده معرفت چیست؟و...1. ارزش چیست؟ 2. انواع ارزش کدامند؟(اخلاقی، حقوقی، زیبایی شناختی،اقتصادی، حسی، دینی ـ مذهبی و...) 3. روش تحقیق در گزاره‌های ارزشی چیست؟




طبقه بندی: فلسفه اسلامی، 
برچسب ها: فلسفه، تعریف فلسفه، تحلیل تعریف فلسفه، ماهیت فلسفه، دکتر عبدالرسول کشفی،
قالب وبلاگ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ