تبلیغات
عقل سرخ - آیا شیعه به دنبال ایجاد فتنه و اختلاف است؟
عقل سرخ
آیین چراغ خاموشی نیست!

آیا شیعه به دنبال ایجاد فتنه و اختلاف است؟
ارسال در تاریخ چهارشنبه 13 فروردین 1393 توسط احمد الله یاری

 

برادران اهل تسنن معتقداند:  علمای شیعه و پیروانشان؛ جناب ابوبکر و عمر را جنایت‌کار و خیانت‌کار معرفی می‌کنند! و با این کار باعث ایجاد تفرقه در میان امت اسلامی و دامن زدن به اختلافات و درگیری‌ها میان فرق اسلامی می‌شوند!  عزیزان اهل تسنن شاید توجه ندارند که در منابع دست اول آن‌ها چنین باورهایی بیشتر موجود است تا منابع شیعه!  این مسائل قبل از این که در کتاب‌های شیعه مطرح شده باشد، در کتاب‌های اهل سنت مطرح است!(البته به قول معروف، احترام امام زاده را باید متولی نگه دارد). ادامه مطلب را حتما مطالعه کنید.

 

در کتاب‌های اهل سنت مطالبی که به نوعی دربردارنده طعنه و یا مذمت و نکوهشی بر علیه خلفاء است خیلی زیادبوده، به گونه‌ای که شاید در کتاب‌های شیعه تا به این حد نیامده باشد .  در صحیح مسلم ج۵ ، ص۱۵۹ ، ح۴۴۶۸ ، خلیفه دوم به علی علیه السلام و عباس اشاره می‌کند و می‌گوید: وقتی پیامبر از دنیا رفت، ابوبکر گفت که من خلیفه پیامبر هستم ؛ ولی شما (علی علیه السلام و عباس) رأیتان این بود که ابوبکر : کاذباً آثماً غادراً خائنا؛ هم دروغگو است ، هم گنه‌کار است ، هم حیله‌گر است و هم خائن است . فلما توفیت ابوبکر قلت أنا خلیفه رسول الله و خلیفه ابی بکر؛ پس از ابوبکر هم من خلیفه شدم ، فرأیتمانی کاذباً آثماً غادرا خائناً .

در این حدیث امیر المؤمنین علیه السلام و عباس مورد خطاب خلیفه دوم است. تعدادی از صحابه هم آن‌جا نشسته‌اند . جناب خلیفه دوم، عبارتش را به صورت استفهامی مطرح نکرد. بلکه می‌گوید وقتی من خلیفه شدم «فرأیتمانی» یعنی رأی و نظر شما این بود که من دروغگو هستم ، و حیله‌گر و خائن هستم . و در ادامه می‌گوید: والله یعلم أنی لصادق خداوند می‌داند که من راستگو هستم! این ادعای جناب خلیفه دوم است ؛ وقتی که خلیفه دوم گفت شما رأیتان این بود ، امیرالمؤمنین علی علیه السلام آن‌جا تکذیب نکرد، علی علیه السلام نگفت که نه جناب عمر اختیار دارید من چنین عقیده‌ای نسبت به شما ندارم ، چنین رأیی نداریم . و همچنین عباس حرف جناب خلیفه دوم را انکار نکرد. و صحابه‌ای که آن‌جا نشسته بودند،  سی چهل نفر، هیچ کدام نگفتند که جناب خلیفه این که شما می‌گویید نظر آقای عباس و آقا امیر المؤمنین درباره تو این است که کاذب و آثم و غادر و حیله گر هستید ، هیچ کدام این قضیه را تکذیب نکردند . وقتی بخاری روایت مذکور را نقل می‌کند  احساس می‌کند که این واژه کاذباً آثماً غادراً خائناً ، توهین در حق خلیفه اول و دوم است و لذا در صحیح بخاری این‌ها را حذف می‌کند و می‌آورد « فرأیتمانی کذا وکذا » این نشانگر این است که آقای بخاری از این روایت در حقیقت اهانت و توهین به خلیفه اول و دوم را فهمیده و این واژه‌ها را به کلمه «کذا وکذا» تبدیل نموده است.

و علاوه بر این ، این قضیه منحصر به همین روایت نیست!  حدیث حوض مگر جدای از این قضیه است  مگر قضیه شک خلیفه دوم در قضیه حدیبیه، آیا جدای از این قضیه است ؟ این‌ها مطالبی است که در منابع اهل تسنن آمده و کسی که اهل تحقیق و فکر است به باورهای تقلیدی پیشینیان وقعی نمی‌نهد و به دنبال حقیقت می‌رود.

پس این شیعیان نیستند که آن‌ها (خلیفه اول و دوم ) را متهم و مجرم می‌دانند و نسبت جنایت به آن‌ها می‌دهند . منابع برادران اهل تسنن سرشار از این طعنه‌ها و مذمت‌ها نسبت به عملکرد این دو خلیفه (جناب ابوبکر و جناب عمر بن خطاب) است.

 





طبقه بندی: کلام اسلامی، 
برچسب ها: اختلاف سنی و شیعه، تفرقه افکنی، وحدت، حقایق صدر اسلام، مطاعن خلفاء، تلقی امام علی در مورد خلفاء، جنایات خلفاء،
دنبالک ها: مناظره حسینی قزوینی و مرادزهی از علمای اهل تسنن در مورد حضرت فاطمه سلام الله علیها،
قالب وبلاگ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ