تبلیغات
عقل سرخ - روسپی‌گری رسانه‌ای
عقل سرخ
آیین چراغ خاموشی نیست!

روسپی‌گری رسانه‌ای
ارسال در تاریخ دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 توسط احمد الله یاری




روسپی‌گری رسانه‌ای

 

اگر می‌خواهید خانه‌ای ساخته نشود مصالح خانه را پنهان کنید! اگر می‌خواهید یک شهروند از لحاظ سیاسی، ناراحت و مشکل‌دار نباشد، سئوال دو پهلو از او نپرسید! بلکه یک سئوال ساده از او بپرسید! البته اگر چیزی هم نپرسید خیلی بهتر است. اصلا بگذارید فراموش کند که آیا چیزی به عنوان عدالت اجتماعی هست یا نیست! اگر دولت نالایق و بی‌عرضه‌ است و هزینه‌های زیادی را بر مردم تحمیل کرده است باز بهتر است مردم این چیزها را ندانند، آرامش، عزیزم آرامش... ادامه مطلب




بگذار مردم بر سر این که کدام فوتبالیست یا بازیگر چند سالش است یا پورشه او چه رنگی است و ...  با هم رقابت کنند ذهن‌هایشان را پر از اطلاعات بی‌خطر کن، سر تا پایشان را پر از واقعیت‌های بی‌ربط کن تا جایی که احساس خفگی کنند البته اطلاعات و واقعیت‌های بی‌خطر! به طوری که احساس کنند دارند فکر می‌کنند! در عین سکون و رکود، احساس حرکت می‌کنند و در نتیجه شاد و خوشحال خواهند بود، چون این جور احساسات به کسی آسیب نمی‌رساند دست و پاهایشان را با چیزهای گیج‌کننده‌ای مثل فلسفه یا جامعه‌شناسی نبند که با این اوضاع موجود، نهایتا به مالیخولیا منتهی می‌شود. هر کسی بتواند یک سرگرمی برای خودش دست و پا کند از همه مردم شادتر است چون به جای اینکه دنیا را خط کشی  و اندازه‌گیری کند به کارهای مهم‌تری مشغول می‌شود و همین باعث می‌شود احساس تنهایی و وحشت نکند البته این کار مشکل است(1) ولی احزاب متنوع دولتی، رسانه اختصاصا ملی!، نشریات فوق کثیرالانتشار و دردمند داخلی و...  همه این‌ها برای این است که این هدف متعالی تحقق پیدا کند. آنها در آرزوی اوقات خوشی برای شما هستند!

زندگی، شده یک توهین بزرگ!!  کم کم داریم با کرگدن‌ها در پوست کلفتی رقابت می‌کنیم، دردمان نمی‌آید؟! یا اصلا نمی‌فهمیم چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟!


....................................................................


در جریان مرحله دوم هدفمندی‌ یارانه‌ها توهین‌های زیادی توسط رسانه‌ها و برخی از این آقایان به مردم شد ترسیم تصویری تحقیر آمیز از مردمی که بخاطر مشکلات اقتصادی حاضر نشدند از گرفتن یارانه‌ها انصراف بدهند، پیامک‌هایی که مضمون و محتوای آن به گونه‌ای جهت‌دار در راستای تخریب شخصیتی این گروه بود! این مردمی که به دلایلی که خود شما هم می‌دانید به چنین روزی افتادند!!

برای مردم ما مایه افتخار و مباهات است که به خاطر دفاع از ارزش‌ها و آرمان‌هایشان متحمل فشارهای سخت اقتصادی شدند آن‌ها تحریم‌ها را به خاطر اعتقاداتشان تحمل کردند نه به خاطر شما. آن‌ها نه تنها از مال بلکه از جان عزیزانشان هم دریغ نکردند و در جهت احیای ارزش‌های دینی همه آن‌ها را فدا کردند ...

 اما این فشارهای اقتصادی و صد البته سوء مدیریت شما و امثال شماها چرا فقط برای مردم هزینه‌بر بوده است؟ همین مردمی که با نگاه تحقیر آمیز شما و با استهزاء شما روبرو می‌شوند و آن‌ها را به صورت محتاج و گدا ترسیم می‌کنید و به بهزیستی و کمیته امداد معرفی‌شان می‌کنید تا این چهل و پنج هزار تومان ناقابل شما را به عنوان صدقه دریافت کنند!! یا پای کرسی شریعت را به میان می‌آورید و دستگاه فتوا را در جهت تامین اهدافتان به کار می‌گیرید که چه اتفاقی بیفتد؟ تا از عقاید مردم سوء استفاده کنید! چرا همین کرسی شریعت را در اسراف و تبذیرهای خودتان عَلَم نمی‌کنید؟ در آنجا مرجعیت را فراموش می‌کنید؟! همین مردم از اول انقلاب تا به امروز تنها کسانی بودند که هزینه اعتقاداتشان را پرداخته‌اند؛ زمان جنگ جنگیدند، زمان تحریم‌ها صبر کردند و ... اما شما چطور؟ تا به حال چه قدر هزینه دادید؟! اگر امروز از گرفتن یارانه‌ها انصراف می‌دهید و بادی به غبغبه می‌اندازید و خود را متفاوت معرفی می‌کنید مطابق با مضمون برخی از این پیامک‌ها که در این روزها زیاد در موبایل‌های مردم سرزده وارد می‌شوند. آیا غیر از این است که از خون دلی که مردم تا به حال خوردند به چنین جایگاه و وضعیتی رسیده‌اید؟! حالا چطور شده که شما متفاوت هستید و این مردم ....؟!

من وقتی از صدا و سیما و یا از دیگر رسانه‌ها می‌شنیدم که نمایندگان مجلس، استانداری‌ها، و اعضای کابینه و بازیگران و فوتبالیست‌ها و ... را به عنوان افرادی که از گرفتن یارانه‌ها انصراف دادند معرفی می‌کردند و از مردم هم می‌خواستند که با الگوگیری از این‌ها از گرفتن یارانه‌ها انصراف بدهند، ... واقعا تعجب کردم و این همان است که نامش را «روسپی‌گری رسانه‌ای» می‌گذارم. چطور شد کسی در سختی‌های مردم نیامد از آن‌ها الگو بگیرد و با سادگی زندگی خود را شکل دهد تا در سختی‌ها شریک غم‌های آن‌ها باشد اما حالا در پرداخت مبلغ ناچیزی از مردم می‌خواهند....!! اینجاست که رسانه ها به جای انجام رسالت خودشان، به دنبال سرگرم کردن مردم هستند تا مردم اصل ماجرا را فراموش کنند. 

قدرت و پشتوانه اصلی این نظام مردم و رهبری هستند شما این وسط نقش خودتان را تعریف کنید! در سالی که رهبر معظم انقلاب بر «مدیریت جهادی» تاکید می‌کنند و حضور ایشان در جمع راهیان نور که به نوعی الگوبرداری از شهدا را در مدیریت جهادی القا می‌کند  جنابعالی و امثال شماها که خود را متفاوت می‌دانید، هفته اول تعطیلات عید را در شمال و هفته دوم را در کیش بسر می‌برید!! آیا در شرایطی که مردم نگران تامین ضروریات زندگی‌شان هستند این سفرها از بی‌دردی شما حکایت نمی‌کند لابد این تفریحات را مصداق مدیریت جهادی می‌دانید!! همین عملکرد شما اعتماد مردم را از شما سلب می کند. برای اینکه عزم ملت را پشتوانه خودتان قرار بدهید ابتدا لازم است اعتماد آن ها را جلب کنید تا مردم مطمئن بشوند سرمایه های ملی در جهت درست به کار گرفته می شوند.

  البته اگر از زاویه دیگر ببینیم این گروه؛ واقعا آدم‌های متفاوتی بودند همیشه ی روزگار، بر موج‌های خروشان احساسات و اعتقادات پاک مردم موج‌سواری می‌کردند بدون این که بر خاطر عزیزشان غباری بنشیند،  در نهایت هم در صف مقدم انقلاب خود را جا زده‌اند!!


پی نوشت:
(1)  در این پاراگراف از رمان «451 فارنهایت» اثر «ری برد بری» و با ترجمه علی شیعه علی بهره زیادی بردم که برای رعایت امانت ذکر شد (نک: به صص 67 و 68)





طبقه بندی: دلنوشته ها، 
قالب وبلاگ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ