تبلیغات
عقل سرخ - مطالب خرداد 1393
عقل سرخ
آیین چراغ خاموشی نیست!

علامه طباطبایی و بدگویی از فلسفه
ارسال در تاریخ دوشنبه 19 خرداد 1393 توسط احمد الله یاری




علامه طباطبایی و بدگویی از فلسفه


در این ایام بدگویی از فلسفه و بزرگان عرفان نُقل برخی از محافل به ظاهر دینی شده است بدگویی از بزرگانی همچون علامه طباطبایی، ملاصدرا، ابن سینا و ... تبدیل به یک شاخصه در حمایت از معارف اهل بیت(ع) شده است. و از طرف دیگر آدم های بی ریشه ای که هیچ مبنا و شاخصی در اندیشه های آن ها وجود ندارد مدعی دفاع از مکتب اهل بیت (ع) شده اند!!
قزوین شهری است که علی رغم داشتن بزرگانی در حکمت و عرفان (همچون علامه رفیعی) یکی از مهم ترین مراکز این جریان در ضدیت با فلسفه و عرفان است.
 محافل و گردهمایی هایی در این شهر شکل گرفته و می گیرد که در آن به اسم تبیین تعالیم اهل بیت (ع) به تناقض گویی ها و توهین بر علیه علمای بزرگ می پردازند بدگویی از بزرگان غیر از کاهش قدر و قیمت بدگویان هیچ ثمره ای نداشته و ندارد منتها مسئله مهم این است که این گروه تحت لوای دفاع از اهل بیت(ع) به طرح ترهات و اباطیلی می پردازند که نتیجه مستقیم آن تخریب تعالیم ارزشمند مکتب وحی است. تقطیع و نقل جملات حکماء به صورت ناقص و تفسیر سطحی و مبتذل این جملات به یک ارزش علمی تبدیل شده است! حریت فکری و انصاف علمی فدای امر موهومی شده و خودخواهی این گروه در پس مقدسات دینی و ارواح طیبه ائمه معصومین علیهم السلام پنهان شده است تا بحثی در می گیرد و نزاعی شکل می گیرد نام اهل بیت(ع) به میان می آید و تمام مخالفین آن ها در نقطه مقابل قرار می گیرند گویا نائبین خاص امام عصر ارواحنا فداه هستند!! قشریون و ظاهرگرایان در این زمانه به زمین و زمان طعنه می زنند و تلاش دلسوزان و سوخته دلان علمای شیعه را به استهزا می گیرند  و کوچک می شمارند و...




مرحوم علامه «سید محمدحسین طباطبایی» در مورد کسانی که به بدگویی از بزرگان فلسفه و عرفان می‌پردازند، معتقدند:

بدگوئی‌ از فلسفه‌ و عرفان‌  كه‌ دو ستون‌ عظیم‌ از اركان‌ شرع‌ مبین‌ است‌ ناشی‌ از جمود فكری‌ و خمود ذهنی‌ است؛ و از شرّ این‌ جُهّال‌ باید بخداوند پناه‌ برد؛ اینان‌ بودند كه‌ كمر رسول‌ الله‌ را شكستند.

آنجا كه‌ فرموده‌ است‌: قصَمَ ظَهْرِی‌ صِنْفَانِ: عَالِمٌ مُتَهَتِّكٌ وَ جَاهِلٌ مُتَنَسِّكٌ

«دو طائفه‌ كمر مرا شكستند: اوّل‌: عالم‌ بی‌باك‌، دوّم‌: جاهل‌ مقدّس‌ مآب‌.»

مرحوم علامه همچنین‌ نسبت‌ بكسانیكه‌ دارای‌ قوّۀ عقلیّه‌ بوده‌ و حكمت‌ و فلسفه‌ را خوانده‌ بودند ولی‌ در امور شرعیّه‌ ضعیف‌ بودند، و اعتنائی‌ نداشتند  معتقد بودند:

حكمتی‌ كه‌ بر جان‌ ننشیند و لزوم‌ پیروی‌ از شریعت‌ را بدنبال‌ خود نیاورد حكمت‌ نیست‌.

(مهر تابان/ با تصرف در عبارات صص 124 و 125)








طبقه بندی: فلسفه اسلامی، 
برچسب ها: علامه طباطبایی، فلسفه اسلامی، مهدی نصیری، حسن میلانی، قزوین، ضدیت با فلسفه، مخالفین فلسفه،
کوچه بن بست!!
ارسال در تاریخ شنبه 17 خرداد 1393 توسط احمد الله یاری
کوچه بن بست!!




عقل در کوچه ای بن بست مشغول پنچرگیری بود... عشق پشت پنجره از کار عقل در خنده بود پنجره کوچک اما بالا بود عقل از پشت آن پنجره همچون کودکی کلافه مشغول کار بود.
کار عقل تمام شد کوچه بن بست را دور زد و پی کارش رفت عشق هم از پشت پنجره کنار رفت.
حالا کوچه بن بست خالی بود نه عشق و نه عقل هیچ کدام نبودند... اما سکوت بود و در حال قدم زدن بود حیرت هم نشسته بود و قدم زدن سکوت را نگاه می کرد!









طبقه بندی: دلنوشته ها،  فلسفه اسلامی، 
برچسب ها: سکوت، حیرت، عقل، عشق، کوچه بن بست،
ضرورت خواندن فلسفه برای رسیدن به فهم عمیق دین
ارسال در تاریخ شنبه 10 خرداد 1393 توسط احمد الله یاری


ضرورت خواندن فلسفه برای رسیدن به فهم عمیق دین


 

بر خلاف‌ بسیاری‌ كه‌ معتقدند: در ابتداء خوبست‌ محصّلین‌ كاملاً به ‌اخبار و روایات‌ ائمّۀ طاهرین‌ علیهم‌ السّلام‌ اطّلاع‌ پیدا كنند، و سپس‌ فلسفه‌ بخوانند؛ ایشان(علامه طباطبایی)‌ می‌فرمودند: معنای‌ این‌ كلام‌ همان‌ «كَفانا كِتابُ اللَه»‌ است‌. روایات‌ ما مشحون‌ از مسائل‌ عقلیّۀ عمیقه‌ و دقیقه‌ و مستند به‌ برهان‌ فلسفی‌ و عقلی‌ است‌؛ بدون‌ خواندن‌ فلسفه‌ و منطق‌ و ادراك‌ طریق‌ برهان‌ و قیاس‌ كه‌ همان‌ رشد عقلی‌ است‌، چگونه‌ انسان‌ می‌تواند به‌ این‌ دریای‌ عظیم‌ روایات‌ وارد شود؟ و از آنها در امور اعتقادیّه‌ بدون‌ عنوان‌ تقلید و شكّ، اطمینان‌ و یقین‌ حاصل‌ كند؟ روایات‌ واردۀ از ائمّۀ معصومین‌، غیر از روایات‌ واردۀ از اهل‌ تسنّن‌ است‌، و غیر از روایات‌ و اخبار واردۀ در سائر مذاهب‌ و ادیان‌؛ كه‌ آنها همگی‌ بسیط‌ و قابل‌ فهم‌ عامّه‌ است‌.

چرا كه‌ ائمّۀ معصومین‌ علیهم‌ السّلام‌ شاگردان‌ مختلفی‌ داشته‌اند، و بیانات‌ متفاوتی‌؛ بعضی‌ از آنها ساده‌ و قابل‌ فهم‌ عموم‌ است‌؛ و غالباً آنچه‌ در اصول‌ عقائد و مسائل‌ توحید آمده‌ مشكل‌ و غامض‌ است‌، كه‌ برای‌ افراد خاصّی‌ از اصحاب‌ خود كه‌ اهل‌ فنّ مناظره‌ و استدلال‌ بوده‌اند بیان‌ می‌كرده‌اند، و همان‌ شاگردان‌ بر اساس‌ ترتیب‌ قیاسات‌ برهانیّه‌ با خصم‌ وارد بحث‌ می‌شدند. آن‌ وقت‌ چگونه‌ می‌توان‌ بدون‌ اتّكاء به‌ عقل‌ و مسائل‌ عقلیّه‌ و ترتیب‌ قیاسهای‌ اقترانی‌ و استثنائی‌ تحصیل‌ یقین‌ نمود؟

(مهر تابان / صص 46 و 47)





طبقه بندی: فلسفه اسلامی، 
برچسب ها: فلسفه اسلامی، مستقلات عقلیه، فهم دین، دین و فلسفه، علامه طباطبایی، روایات اهل بیت و فلسفه، برهان،
قالب وبلاگ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ