تبلیغات
عقل سرخ - مطالب فلسفه اسلامی
عقل سرخ
آیین چراغ خاموشی نیست!

کار فلسفه تشخیص حماقت است نه تایید حماقت!
ارسال در تاریخ پنجشنبه 24 مهر 1393 توسط احمد الله یاری


کار فلسفه تشخیص حماقت است نه تایید حماقت!


داوری اردکانی بعد از مدت‌ها دوباره از فردید و از هایدیگر و از اندیشه آن‌ها سخن می‌گوید از فلسفه  و  از رسالت آن می‌گوید، از این که «کار فلسفه تشخیص حماقت است نه تایید حماقت»!

اردکانی و اساتیدی همچون او در نبود رقیبان گوی و میدان را بدست گرفته‌اند و با خاطری آسوده به تکرار سخنان پرملال گذشته خود می پردازند! در فضای خمود و پر رخوت تفکر فلسفی در کشورمان برخی حرف‌ها از برخی آدم‌ها به دروغ سیزده شباهت دارد!

به هر حال نسل استادان فلسفی سابق در ایران جمعی ترسو و محافظه‌کار تحویل جامعه داده‌اند که همه جسارتشان فریاد زدن در پستوهای روزمره‌گی و روزمرگی است و هر از چندگاهی برای چند دقیقه و فقط برای چند دقیقه تظاهر به اندیشیدن می‌کنند اما دریغ و افسوس از سر سوزنی صداقت!

 

مختصری از سخنرانی داوری اردکانی در 15 شهریور 1393 را حتما مطالعه کنید و فایل تصویری آن را دانلود کنید و ببینید:

 

«معمولاً ما تفکر را دوست نداریم و فلسفه به معنای اصیل را هم دوست نداریم. با فلسفه می‌شود مجلس‌آرا شد اما فلسفه به معنای اصیل لفظ، با درد ملازم است.

 ما نباید با سیاست به مقابله با فلسفه برویم. این مقابله بیهوده است اما بی ثمر نیست. یعنی اگرچه ممکن است بطور موقت از این تقابل بهره برداری کنیم اما در درازمدت بیهوده است. فلسفه، فلسفه است و سیاست، سیاست است. سیاست کار خودش را می‌کند و فلسفه هم کار خودش را می کند. البته فلسفه هر کسی با سیاستی که قبول می کند ملازمه و تناسب دارد، اما این ملازمه و تناسب آنچنان نیست که از مبانی فلسفه استنباط شود. فلسفه‌ای که اقتضای قبول سیاستی را نمی‌کند ممکن است سیاست مقابلش را آنچنان که دیگران زشت می‌دانند، زشت نداند.»







طبقه بندی: فلسفه اسلامی، 
برچسب ها: داوری اردکانی، فلسفه، احمد فردید، هایدیگر، رسالت فلسفه، نسل امروز استادان فلسفه،
دنبالک ها: ابن سینا گرفتار حکومت الاغ‌الدوله‌ها بوده است،
شومن هایی از جنس نصیری و میلانی
ارسال در تاریخ سه شنبه 22 مهر 1393 توسط احمد الله یاری




شومن هایی از جنس نصیری و میلانی

مکتب تفکیک و جریانی که به ناحق خود را مکتب اهل بیت(ع) معرفی می کند این روزها به خاطر شومن هایی مثل میلانی و نصیری مدتی بر سر زبان ها افتاده است مناظرات و گفتگوهای زیادی با این دو (میلانی و نصیری) از طرف اساتید مختلف فلسفه انجام شده است ولی از قدیم گفته اند نرود میخ آهنین در سنگ! دریغ از سر سوزنی تغییر و تحول در خط مشی فکری و عقدیتی این آقایان و امثال آنها!!

بنده معتقدم اولین قدم در مناظره با این گروه گرفتن ادعای «سخنگویی از جانب اهل بیت(ع)» است ادعایی خطرناک که توسط این گروه و مدعیانشان مطرح می شود در هر بحثی طلیعه کلامشان با این کلمات شروع می شود: «آنچه شما می گویید مخالف مکتب اهل بیت(ع) است! مکتب اهل بیت(ع) با این مدعا مخالفند!، ما مکتب اهل بیت معتقدیم! و ...»
اولین نقد به این گروه این است که چطور با این اطمینان خود را نماینده مطلق اهل بیت(ع) و مخالفین و منقدین را در نقطه مقابل اهل بیت(ع) قرار می دهید؟! و اساسا قبل از این که مدعای شما اثبات شود استناد به اهل بیت(ع) نوعی مصادره به مطلوب است
. در مغالطه مصادره به مطلوب شخص نتیجه استدلال را که باید اثبات شود، اثبات شده فرض می کند، این آقایان قبل از این که اثبات کنند فهم شان مطابق با نظام فکری اهل بیت(ع) است از قبل این مدعا را اثبات شده می گیرند!!

برای آشنایی بیشتر با این جریان فکری منابع زیر توصیه می شود:
 
1 ـ مناظره مکتوب آقای وکیلی با آقای نصیری یکی از نمونه هایی است که به صورت مکتوب با تناقضات و پریشان گویی های جریان نصیری و میلانی می توان آشنا شد (برای مشاهده مطلب کلیک کنید)












طبقه بندی: فلسفه اسلامی، 
برچسب ها: تفكیك، وكیلی، نصیری، میلانی، سنخیت، تشبیه كلامی و عرفانی، صدرا،
دنبالک ها: علامه طباطبایی و بدگویی از فلسفه، ضرورت خواندن فلسفه برای رسیدن به فهم عمیق دین، فلسفه و سلفی گری،
کوچه بن بست!!
ارسال در تاریخ شنبه 17 خرداد 1393 توسط احمد الله یاری
کوچه بن بست!!




عقل در کوچه ای بن بست مشغول پنچرگیری بود... عشق پشت پنجره از کار عقل در خنده بود پنجره کوچک اما بالا بود عقل از پشت آن پنجره همچون کودکی کلافه مشغول کار بود.
کار عقل تمام شد کوچه بن بست را دور زد و پی کارش رفت عشق هم از پشت پنجره کنار رفت.
حالا کوچه بن بست خالی بود نه عشق و نه عقل هیچ کدام نبودند... اما سکوت بود و در حال قدم زدن بود حیرت هم نشسته بود و قدم زدن سکوت را نگاه می کرد!









طبقه بندی: دلنوشته ها،  فلسفه اسلامی، 
برچسب ها: سکوت، حیرت، عقل، عشق، کوچه بن بست،
ضرورت خواندن فلسفه برای رسیدن به فهم عمیق دین
ارسال در تاریخ شنبه 10 خرداد 1393 توسط احمد الله یاری


ضرورت خواندن فلسفه برای رسیدن به فهم عمیق دین


 

بر خلاف‌ بسیاری‌ كه‌ معتقدند: در ابتداء خوبست‌ محصّلین‌ كاملاً به ‌اخبار و روایات‌ ائمّۀ طاهرین‌ علیهم‌ السّلام‌ اطّلاع‌ پیدا كنند، و سپس‌ فلسفه‌ بخوانند؛ ایشان(علامه طباطبایی)‌ می‌فرمودند: معنای‌ این‌ كلام‌ همان‌ «كَفانا كِتابُ اللَه»‌ است‌. روایات‌ ما مشحون‌ از مسائل‌ عقلیّۀ عمیقه‌ و دقیقه‌ و مستند به‌ برهان‌ فلسفی‌ و عقلی‌ است‌؛ بدون‌ خواندن‌ فلسفه‌ و منطق‌ و ادراك‌ طریق‌ برهان‌ و قیاس‌ كه‌ همان‌ رشد عقلی‌ است‌، چگونه‌ انسان‌ می‌تواند به‌ این‌ دریای‌ عظیم‌ روایات‌ وارد شود؟ و از آنها در امور اعتقادیّه‌ بدون‌ عنوان‌ تقلید و شكّ، اطمینان‌ و یقین‌ حاصل‌ كند؟ روایات‌ واردۀ از ائمّۀ معصومین‌، غیر از روایات‌ واردۀ از اهل‌ تسنّن‌ است‌، و غیر از روایات‌ و اخبار واردۀ در سائر مذاهب‌ و ادیان‌؛ كه‌ آنها همگی‌ بسیط‌ و قابل‌ فهم‌ عامّه‌ است‌.

چرا كه‌ ائمّۀ معصومین‌ علیهم‌ السّلام‌ شاگردان‌ مختلفی‌ داشته‌اند، و بیانات‌ متفاوتی‌؛ بعضی‌ از آنها ساده‌ و قابل‌ فهم‌ عموم‌ است‌؛ و غالباً آنچه‌ در اصول‌ عقائد و مسائل‌ توحید آمده‌ مشكل‌ و غامض‌ است‌، كه‌ برای‌ افراد خاصّی‌ از اصحاب‌ خود كه‌ اهل‌ فنّ مناظره‌ و استدلال‌ بوده‌اند بیان‌ می‌كرده‌اند، و همان‌ شاگردان‌ بر اساس‌ ترتیب‌ قیاسات‌ برهانیّه‌ با خصم‌ وارد بحث‌ می‌شدند. آن‌ وقت‌ چگونه‌ می‌توان‌ بدون‌ اتّكاء به‌ عقل‌ و مسائل‌ عقلیّه‌ و ترتیب‌ قیاسهای‌ اقترانی‌ و استثنائی‌ تحصیل‌ یقین‌ نمود؟

(مهر تابان / صص 46 و 47)





طبقه بندی: فلسفه اسلامی، 
برچسب ها: فلسفه اسلامی، مستقلات عقلیه، فهم دین، دین و فلسفه، علامه طباطبایی، روایات اهل بیت و فلسفه، برهان،
علامه طباطبایی و بدگویی از فلسفه
ارسال در تاریخ دوشنبه 19 خرداد 1393 توسط احمد الله یاری




علامه طباطبایی و بدگویی از فلسفه


در این ایام بدگویی از فلسفه و بزرگان عرفان نُقل برخی از محافل به ظاهر دینی شده است بدگویی از بزرگانی همچون علامه طباطبایی، ملاصدرا، ابن سینا و ... تبدیل به یک شاخصه در حمایت از معارف اهل بیت(ع) شده است. و از طرف دیگر آدم های بی ریشه ای که هیچ مبنا و شاخصی در اندیشه های آن ها وجود ندارد مدعی دفاع از مکتب اهل بیت (ع) شده اند!!
قزوین شهری است که علی رغم داشتن بزرگانی در حکمت و عرفان (همچون علامه رفیعی) یکی از مهم ترین مراکز این جریان در ضدیت با فلسفه و عرفان است.
 محافل و گردهمایی هایی در این شهر شکل گرفته و می گیرد که در آن به اسم تبیین تعالیم اهل بیت (ع) به تناقض گویی ها و توهین بر علیه علمای بزرگ می پردازند بدگویی از بزرگان غیر از کاهش قدر و قیمت بدگویان هیچ ثمره ای نداشته و ندارد منتها مسئله مهم این است که این گروه تحت لوای دفاع از اهل بیت(ع) به طرح ترهات و اباطیلی می پردازند که نتیجه مستقیم آن تخریب تعالیم ارزشمند مکتب وحی است. تقطیع و نقل جملات حکماء به صورت ناقص و تفسیر سطحی و مبتذل این جملات به یک ارزش علمی تبدیل شده است! حریت فکری و انصاف علمی فدای امر موهومی شده و خودخواهی این گروه در پس مقدسات دینی و ارواح طیبه ائمه معصومین علیهم السلام پنهان شده است تا بحثی در می گیرد و نزاعی شکل می گیرد نام اهل بیت(ع) به میان می آید و تمام مخالفین آن ها در نقطه مقابل قرار می گیرند گویا نائبین خاص امام عصر ارواحنا فداه هستند!! قشریون و ظاهرگرایان در این زمانه به زمین و زمان طعنه می زنند و تلاش دلسوزان و سوخته دلان علمای شیعه را به استهزا می گیرند  و کوچک می شمارند و...




مرحوم علامه «سید محمدحسین طباطبایی» در مورد کسانی که به بدگویی از بزرگان فلسفه و عرفان می‌پردازند، معتقدند:

بدگوئی‌ از فلسفه‌ و عرفان‌  كه‌ دو ستون‌ عظیم‌ از اركان‌ شرع‌ مبین‌ است‌ ناشی‌ از جمود فكری‌ و خمود ذهنی‌ است؛ و از شرّ این‌ جُهّال‌ باید بخداوند پناه‌ برد؛ اینان‌ بودند كه‌ كمر رسول‌ الله‌ را شكستند.

آنجا كه‌ فرموده‌ است‌: قصَمَ ظَهْرِی‌ صِنْفَانِ: عَالِمٌ مُتَهَتِّكٌ وَ جَاهِلٌ مُتَنَسِّكٌ

«دو طائفه‌ كمر مرا شكستند: اوّل‌: عالم‌ بی‌باك‌، دوّم‌: جاهل‌ مقدّس‌ مآب‌.»

مرحوم علامه همچنین‌ نسبت‌ بكسانیكه‌ دارای‌ قوّۀ عقلیّه‌ بوده‌ و حكمت‌ و فلسفه‌ را خوانده‌ بودند ولی‌ در امور شرعیّه‌ ضعیف‌ بودند، و اعتنائی‌ نداشتند  معتقد بودند:

حكمتی‌ كه‌ بر جان‌ ننشیند و لزوم‌ پیروی‌ از شریعت‌ را بدنبال‌ خود نیاورد حكمت‌ نیست‌.

(مهر تابان/ با تصرف در عبارات صص 124 و 125)








طبقه بندی: فلسفه اسلامی، 
برچسب ها: علامه طباطبایی، فلسفه اسلامی، مهدی نصیری، حسن میلانی، قزوین، ضدیت با فلسفه، مخالفین فلسفه،
قالب وبلاگ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ