تبلیغات
عقل سرخ - مطالب ابر غزه
عقل سرخ
آیین چراغ خاموشی نیست!

واکنش دکتر عبدالکریم سروش به جنایات اسرائیلی ها در غزه!!
ارسال در تاریخ سه شنبه 28 مرداد 1393 توسط احمد الله یاری



واکنش دکتر عبدالکریم سروش به جنایات اسرائیلی ها در غزه!!



دکتر عبدالکریم سروش روشنفکر نام آشنای معاصر بعد از تاخیر ی نسبتا طولانی به صف معترضین به جنایات اسرائیلی ها در غزه پیوست. وی در متنی تحت عنوان «باد بی‌نیازی خداوند است که می وزد؟» جنایات و کودک کشی های اسرائیلی ها را محکوم نموده است.
 سبک زیبای نثر ایشان و نحوه ورود وی به بحث برای من خیلی جالب بود.
دکتر سروش همانند یک فیلسوف دین با یک نگاه فلسفی ـ کلامی به مسئله ورود پیدا میکنند و بدون حاشیه پردازی و زدن حرف های شعاری موضع صریح خودشان را در مورد اتفاقات غزه بیان می کنند.
عمق فجایع اسرائیلی ها در غزه به جایی رسیده که همه مردم اعم از روشنفکر و غیر روشنفکر، سیاستمدار و غیر سیاستمدار و ... فریاد اعتراضشان بلند شده است.
 
متن زیبای دکتر سروش را از این لینک بخوانید:


«باد بی‌نیازی خداوند است که می وزد؟»



طبقه بندی: دلنوشته ها،  کلام اسلامی، 
برچسب ها: غزه، نسل کشی، دکتر عبدالکریم سروش، فلسطین اشغالی، کودک کشی، جنایات اسرائیلی ها،
شغال و روده های خرگوش؛ سلام غزه!
ارسال در تاریخ شنبه 11 مرداد 1393 توسط احمد الله یاری

شغال و روده های خرگوش؛  سلام غزه!

مردی را پیش روی چشمان کودکش می‌زنند، مادری با چشم‌های گریان، آوار را با چنگ و دندان کنار می‌زند و چهره‌ی متلاشی شده کودکش را از زیر خاک بیرون می‌کشد، سفره‌های خالی، سفره‌های پر از درد، سینه‌های رنجور، چشم‌های منتظر...
اینجا اشک‌های گرم کودکان، بر شکوه پوشالی کاخ‌های لیبرال دموکراسی پوزخند می‌زند! بغض‌های فرو خورده پدران با گرده‌هایی خسته و چشمانی بی‌فروغ، چهره‌ی عریان تمدن را ناظرند.
آدمی، معجزه آفرینش است و امروز روی صورت کودکان شیرخوار، اعجاز خود را به تمسخر می‌گیرد و به یکباره ...! قرن بیست و یکم، توحش چند هزار ساله‌ی این موجود دوپا را در این منطقه یک تنه به دوش می‌کشد...
انفجار، آوار، تکه پاره شدن، اهانت و البته ... درد! اینجا «درد حقیقت است؛ جز این، همه چیز جای شک و تردید دارد»(1) وعده‌های شیک و اتو کشیده، تن‌های معطر به ادکلن و غبقب‌های آویزان، و نامی بی‌محتوا از حقوق بشر،...  نمایش‌هایی طنزآلود و نخ‌نما از سازمان صلح جهانی!
اینجا چوپان‌ها با گرگ هم پیاله شدند، اینجا «شغال دارد دل و روده‌ی خرگوش را بیرون می‌ریزد، ولی دنیا همچنان به راه خود می‌رود.»!(2)
وجدان بشر دچار سردی مزاج شده، تمدن از دیدن چهره‌ی خود بیمناک است، «در جهان واقعیت‌هایی وجود دارد که انسان از افشای آن‌ها، حتی در ضمیر خویش، بیمناک است»(3)

...................................

و حالا در طلیعه قرن بیست و یکم روزنه‌هایی از امید، گرمایی از خون‌های جوشیده و تازه به زمین ریخته، فریاد، فریاد، ... «ملت، خود را نجات خواهد داد و ما با او نجات خواهیم یافت؛ زیرا هنوز نور از پایین می‌تابد»(4) آبی از روشنفکران رذل گرم نمی‌شود، مشکلی در پشت میزها و روی صندلی‌های نرم، حل نخواهد شد و باز هم ملت خود گره‌گشای دردهایش خواهد بود و اما دین تنها سنگ صبور مردمی پابرهنه ... به یاری‌اش خواهد شتافت.
اما خدا کند فراموش نکنیم، خدا کند بیاموزیم آنچه آموختنی است و در دل محفوظش بداریم درد فراموشی، دردی بزرگتر از درد‌های پیشین است «آخر عاقبت هم ما عبرت‌بگیر نیستیم. گویا چیزی در ته توی وجود همه‌ی ما سفت و سخت و آموزش‌ناپذیر هست. با وجود جنونی که توی خیابان‌هاست، هیچ کس راستی راستی باورش نمی‌شود که دنیای یقین‌های آرامش بخشی که ما در آن چشم باز کرده‌ایم بساطش ورچیده می‌شود.»(5) ...

اللهم عجل فرج مولانا امام زمان علیه اسلام

 

پاورقی:

جملات شماره (1، 2و 5) از «کوتزی» نویسنده و برنده جایزه نوبل ادبی 2003 است و جملات شماره (3 و 4) از داستایفسکی نویسنده معروف روسیه.

 

غزه



مطالب مرتبط: حمایت نویسنده «کافه پیانو» از جریان تکفیری داعش!




طبقه بندی: دلنوشته ها، 
برچسب ها: غزه، اسرائیل، فلسطین، حقوق بشر، سازمان صلح جهانی، نسل کشی، شهادت،
قالب وبلاگ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ